سيد علي اكبر قرشي

79

قاموس قرآن ( فارسي )

جهر : آشكار شدن و آشكار كردن اعمّ از آنكه بوسيلهء ديدن باشد يا شنيدن مثل * ( يُنْفِقُ مِنْه سِرًّا وَجَهْراً ) * نحل : 75 كه بوسيلهء ديدن است و مثل * ( سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِه ) * رعد : 10 كه بوسيلهء شنيدن است پس جهرهم قولى است و هم فعلى . به نظر ميايد كه جهر قولى ، آشكار شدن معمولى نيست بلكه شبيهء بفرياد است . در بارهء دعوت حضرت نوح هست * ( ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً ) * نوح : 8 - 10 مقابلهء جهار با اعلان مبيّن بودن جهار بمعنى فرياد است يعنى آنها را با صداى بلند و علنى و پنهانى دعوت كردم . و از كريمهء * ( وَلا تَجْهَرُوا لَه بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ ) * حجرات : 2 نيز اين معنى استفاده مىشود و چون ميان خود با صداى بلند سخن ميگفتند از اينكه با حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آنطور سخن گويند ، نهى شدند . در مجمع ذيل آيه 7 طه فرموده : الْجَهْرُ رَفْعُ الصَّوْتِ جهار را نيز در سورهء نوح فرياد گفته است در اقرب آمده « جهر الصّوت جهرا و جهارا : اعلاه » . و اگر از اين سخن تنزّل كنيم بايد بگوئيم كه « جهر » مطلق و بهر يك از صداى بلند و صداى عادى شامل است و با موارد و قرائن ميتوان پى برد كه آيا صداى بلند و فرياد مراد است يا صداى عادى مثلا در آيهء * ( سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِه ) * رعد : 10 صداى عادى و در آيات فوق صداى بلند مراد است . * ( وَلا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلا تُخافِتْ بِها وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا ) * اسراء : 110 خفوت بمعنى آرامى است در صحاح گويد : « خفت الصّوت خفوتا : سكن » در نهج البلاغه خطبهء 147 هست : « ليعظكم هدوّي و خفوت اطراقى و سكون اطرافى » تا نصيحت كند شما را بى حركت بودنم و آرامى اطرافم كه بنقل محمد عبده مراد از اطراف چشمهاى آنحضرت است على هذا